معين الدين نطنزى
95
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
ذكر جلوس قزان سلطان بن جنكشى « 1 » پادشاهى به غايت قهار بود و از سياستى كه داشت هر قضيهاى كه واقع مىشد كس نمىتوانست با او گفتن ، عاقبت الا [ مر ] بعد از استيلا ، خواست كه قزاغن را نيز بكشد . قزاغن واقف شد و خروج كرد . در جنگ اول كه ميان ايشان واقع شد تير بر چشم قزاغن آمد و يك چشم او بيكار شد . اما در جنگ دوم قزاغن مظفر گرديد . و قزان سلطان را بكشت . و پادشاهى او هفده سال بود ، و قبر او در سراى سالى واقع است . ذكر جلوس دانشمندجه بن جنكشى خان بعد از قتل قزان ، قزاغن او را پادشاه گردانيد . چون يك سال بگذشت بيچاره را به تهمت آنكه نه از نسل جغطاى است بكشت و به استقلال جميع ماوراء النهر تا سرحد كاشغر به دست فروگرفت . اختيار سلطنت به اعتبار امارت مبدل شد . ذكر جلوس بيان قلى بن يسور اغلان بعد از قتل دانشمندجه ، قزاغن او را به پادشاهى نشاند ، اما اختيار ، او را بود . پادشاهى عادل بود . بعد از آنكه قزاغن ، چنانچه ذكر خواهد رفت ، كشته شد ، پسر او اميرزاده عبد اللّه ، بيان قلى [ را ] بىموجبى بكشت . و از شئامت اين حركت فتنههاى بزرگ قايم شد . سال دوم از اين واقعه ، امير بيان سلدوز خروج [ كرد ] و اميرزاده عبد اللّه [ را ] با اكثر اولاد قزاغن بكشت . كيفيت [ آن ] در محل خود مذكور خواهد شد .
--> ( 1 ) . ژان اوبن در تصحيح از دو نسخه سود جسته ، چون در اين مبحث اختلاف ميان دو نسخه زياد و به عبارتى نسخهء دوم تحريرى مجدد از نسخهء اول بود ، از اينرو مطالب نسخهء دوم را نيز عينا به چاپ رسانده است كه ظاهرا تكرارى مىنمايد .